: خوب بود ریشت را هم می تراشیدی
دختری که از میان چمنزار به چمنزار نگاه می کند,ساکن
معنای زمین را به تاخیر می اندازد
نقشه هم دقیق است
و تکه های انسانیت ما فاش نمی شود
یک گل
تمام برخورداری را معنا می کند
کنار پنجره ات از شدت کلیشه ام باران خوردم
تو خواندن از مه مرا یاد می گیری
چای میخوری
با تاریکی پس از تاریکی
همگونی من جایی محو شده
ساکن
نگاه می کند از میان خودش به میان خودش
و تکه های انسانیت ما
نقشه را از دقت می اندازد
حالا پنجره ات به کنار
خوب بود ریشت را هم می تراشیدی
تا تاخیر معنای تو در باران
چای خوردن مرا در محو تکه کند.
چمن زار
در پارک ملت
شعور آدمیان را به اتمام می رساند
علیرغم فقدان پنجره
تصمیم دارم تاخیر کنم در تسلط یافتن به تو.
ما را در سایت به همین مفتی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 44