دهان به دهان، مثل دیواری که طعم خود را حدس نمی زند، باغ وحش، با وقار اندوهگینش، از زنانگی ات می آموزد. تازه ابتداهای ورود توست، که دلایلت غیب می شوند. بلاتکلیفی لاشخوریست که آرام می نشیند تا من به ظرایفت گوشت بخورانم.من، که همواره در تعدیل ناهمواری ام، و می نویسم: موج، جادوست، دهان به دهان، مثل طعمی که دخترش را حدس نمی زند، صبح را پایین می اندازد، تا حیرتم با وحوش خود بیدار شود.
به همین مفتی!...ما را در سایت به همین مفتی! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 93