کمتر فکر کن

خرید بک لینک

کمتر فکر کن!
به خانه ای رسیده ام که پنجره هاش اخمهای معصوم امامان است
دست تکان می دهد آرواره ای از دودکش:
ای خیال خام
از حالات من معده ای بگیر
که پای شکسته ی خدایان به نور زد
و رشد داد
کرمهای باریک
از شک های ما
حالا اراده ای تفویض کن تو
به عادات آغشته به نرگس
آتشی
برای لحظه های لایزال
و عابری
برای نشخوار عصرگاهی کوچه
باید جوانمرگ شود آدم
بریزد کال
بر بیضه ی جن گیر پر مدعا
بازگشته از جنگ های بر صلیب
تا خاک را
معنای عرفان کند
بپاشد بر مجسمه های عقوبتی
که بی دلیل
بر دست و
پای لکنته مان پیچید
از یک کوچه ی برشته:
دندانهایم را بگذار
برای خواهشی دگر
تا گوشت فرشتگان را آیات تن های تو کنم
بنشینم بر روح و
بی کردار
آموخته ی ابابیلت
کنم

به همین مفتی!...

ما را در سایت به همین مفتی! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 11:31

صفحه بندی